‏نمایش پست‌ها با برچسب حالا شعر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب حالا شعر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۹, سه‌شنبه

چونان سلیمان به عصایی از تیتانیوم

استاده بودی بر درگاه
و زمین زیر پات هموار
و همواره استاده بودی…

چونان سلیمان به عصایی از تیتانیوم
چونان ابراهیم به آتشی از ژنراتور
و همچون عیسا به رمان کوری ساراماکو!

استاده بودی…

هیچ کس آن گونه زشت به تحمل درد و چرک برنخواسته بود
هیچ کس آن گونه خاموش به شنیدن ننشسته بود
هیچ کس درکار نبود
هیچ کس در نظاره نبود

و تو بازهم بردرگاه…

گویی که تمام زمین گیری هات را برای آن لحظه ی استادن نگاه داشته بودی
گویی که تمام سکوتت را
تمام سکوت و استادن
راست…

اگر چه انسان می رفت که به نسلی جدید پوست دراندازد
اگرچه آب به هیات فاضلاب درخشنده بود
اگرچه زمان در ساعت و ساعت در زمان تعبیر داشت

استاده بودی…

***

استاده هستی بردرگاه
به نهایت سکوت و درد

قرار شده شهرداری از استادنت بر درگاه مجسمه ای بسازد!

۱۳۸۸ اردیبهشت ۷, دوشنبه

از صمیم قلب قورباغه

 

happy-frog-comic-cartoon-breadwig.com

 

یه دریا تو دلت داری ولی ملاقه ملاقه

یه عشق خیلی گنده از صمیم قلب قورباغه

عذابت بیشتر از دردسرت بیشتر از افکارت

همه ش گنده!

  

یه خورشیدی ولی از روزنای چادر مشکی

یه کوهستان که پودر سنگ شد تو اون همه گونی

یه رویایی

یه کابوسی

یه آواری که می ریزه

همه ش کوچیک

همه ش گندی!

۱۳۸۸ فروردین ۳۱, دوشنبه

تریلوژی شعر اول صبح

 

متد افزایش قد در عصر جدید:

احساس می کنم یه کمی قد کشیده ام

در سقفنای کوچک و محدود خانه مان

در دوره ی پلیدی و دی وی دی مجاز

درعصر کشف چتر و کمبود آسمان

احساس می کنم یه کمی از حریم خود…

***

اگرچه زجر رو بودم اگرچه سختی رو هستم

نفهمیدم چه کشیدم نفهمیدم چه شکستم

همه ش گذشت و هدر شد!

همه ش گذشتم و رفتم

همه ش گذاشتم و رفتم الهی بشکنه دستم

چه قدر وقتای شادی عزا گرفته و ساکت

چه قدر حرفای جدی پرید از سر مستم

پرید از سر مستی تمام حرفای جدیم!

***

(صدای چند نفر)

یک

دو

سه:

سرنگون کرده ایم

بلندگوی قبلی را

امتحان می کنیم

صدای این یکی را

یالا یالا

پارپاگاندا

مرگ بر شاااااااااا….

مرگ

بر

شا…